سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

128

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

پس در سه لغت اخير فاء الفعل از « ميم » در حركات تبعيّت نموده همانطوريكه عين الفعل در « امرء » و « ابنم » از لام الفعل متابعت مىنمايند يعنى اگر همزه و ميم مضموم باشند راه و نون نيز مضموم و در صورت مفتوح ، مفتوح و اگر مكسور باشند آنها نيز كسره مىگيرند . سپس مصنّف مىگويد : كلمه « فم » صرفا وقتى اين اعراب را مىگيرد كه ميم از آن حذف شود . شارح گويد : بخلاف زمانيكه ميم حذف نشده و باقى بماند كه در اين صورت اعرابش بواسطه حركات است نه حروف لذا مىگوئيم : فم ، فما ، فم ولى در صورت اوّل كه ميم محذوف باشد مىگوئيم : فوه ، فاه ، فيه . قوله : قدّمه : ضمير فاعلى به « مصنّف » و ضمير مفعولى به « ذو » راجع است . قوله : للزومه هذا الاعراب : ضمير در « للزومه » به ذو راجع بوده و مقصود از « هذا الاعراب » اعراب نيابى است . قوله : و لكن انّما يعرب به : ضمير در « يعرب » به « ذو » و در « به » به هذا الاعراب راجع است . قوله : اى اظهر : ضمير فاعلى به « ذو » راجع است . قوله : و احترز بهذا القيد : ضمير فاعلى در « احترز » به مصنّف راجع بوده و مقصود از « هذا القيد » قيد « ان صحبة ابانا » مىباشد . قوله : و قيّده فى الكافية و العمدة : ضمير فاعلى در « قيّده » به مصنّف و ضمير مفعولى به « ذو » راجع است و « كافيه » و « عمده » نام دو كتاب است از مصنّف .